تو آمدی تا اخلاق نمیرد

<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627421319 -2147483648 8 0 66047 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-parent:""; margin:0in; margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} @page Section1 {size:595.3pt 841.9pt; margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; mso-header-margin:.5in; mso-footer-margin:.5in; mso-paper-source:0; mso-gutter-direction:rtl;} div.Section1 {page:Section1;} -->

تو آمدی تا اخلاق نمیرد

دین- مناف یحیی پور:

این روزها تو برانگیخته می‌شوی. تو برانگیخته می‌شوی و با پیامی روشن به سوی خلق می‌آیی

برانگیختهمی‌شوی و همه را به خدای یکتا، خدای بی‌همتا می‌خوانی. تو از آن بالامی‌آیی و همه به تو، به پیامبر خدا، سلام می‌کنند. تو از آن بالا می‌آیی وبا صدایی رسا به مردم می‌گویی که «بگویید معبودی جز خدای یکتا نیست تارستگار شوید

این روزها تو می‌آیی و ما جشن می‌گیریم. این روزها می‌گذرند و باز همتو می‌آیی؛ تو به دنیا می‌آیی و ما باز هم جشن می‌گیریم. این روزهامی‌گذرند و ما ... ما را که نمی‌دانم، ولی خودم را بگویم که حس می‌کنمهنوز از حقیقت این برانگیخته شدن دورم. هنوز نمی‌دانم، درست نمی‌دانم کهچه اتفاقی می‌افتد؛ چه می‌شود و این برانگیخته شدن و این جشن با جان من چهمی‌کند یا به کجایم می‌رساند؟ اصلاً مرا می‌آورد یا می‌برد؟ به لحظه‌هایتو نزدیکم می‌کند یا از تو دورم می‌کند؟

این روزها به آمدن تو، به برانگیخته شدن تو فکر می‌کنم و می‌خواهم، بهاندازه خودم، درک کنم که چه اتفاقی افتاده؟ این‌قدر می‌دانم که از سال‌هاقبل از بعثت به حرا می‌رفتی و عبادت می‌کردی و به تفکر مشغول می‌شدی و باخدای خود خلوت می‌کردی و گویی بی‌حساب خوب بودن را، بی‌دریغ مهربانی کردنرا، حوصله و تحمل بی‌نهایت داشتن را تمرین می‌کردی.

این‌قدر شنیده‌ام که فضای حرا چنان پاک و معنوی بوده، یا با حضور توپاک و معنوی شده که انگار توان تاب آوردن دربرابر همه مشکلات دنیا را بهآدم می‌دهد و تمام سختی‌ها را برای آدم کوچک می‌کند. این‌قدر می‌دانم کهحتماً از آن بالا با آن افق باز، خدا را صدا زدن و به خدا اندیشیدن و بههدایت خلق خدا فکر کردن، وسعت نگاه کسی چون تو را از بند زمان و مکان رهامی‌کرده.

این‌قدر می‌دانم که آن روز دوشنبه بوده یا جمعه، در بهار بوده یاپاییز، فرشته وحی به دیدنت آمده و سلام خدا را، کلام خدا را بر توفروخوانده است. می‌دانم که پیک رسالت، تو را به خواندن دعوت کرده وآیه‌های بزرگی و کرامت خدا را بر تو فروخوانده است.

اینها را می‌دانم و نمی‌دانم. نمی‌دانم که این می‌دانم‌ها چه قدر مرابه تو، به تربیتی که تو می‌خواستی، به درک چگونگی و حکمت بعثت تو نزدیکمی‌کند. درست نمی‌دانم از چه فضایی مردم عصر جاهلیت را به دین خدا دعوتمی‌کردی. فکر می‌کنم لااقل در این روزها کمی به آن دوران نزدیک شوم و سعیکنم از پس قرن‌ها فاصله، اوضاع مردم روزگار بعثت را ببینم.

شاید آن دسته از یاران تو که از آزار و اذیت‌های بت‌پرستان به تنگآمدند و به حبشه مهاجرت کردند، نمونه خوبی برای نشان دادن اوضاع مردم آنروزگار باشند. وقتی کفار قریش نمایندگانی به دنبال این مهاجران فرستادندتا پادشاه حبشه را به بازگرداندن آنها وادارند، جلسه‌ای تشکیل شد و سرپرستمهاجران از وضع مردم سخن گفت.

جعفر بن ابی‌طالب به  نجاشی، پادشاه حبشه گفت: ما مردمی بودیم که دردوران جاهلیت بت‌ها را می‌پرستیدیم و گوشت مردار می‌خوردیم و از انجامکارهای زشت و بد رفتاری با همسایه‌ها و هم‌پیمانان خودداری نمی‌کردیم ونیرومندان ما ناتوان‌ها را می‌خوردند. ما در چنین حالی بودیم تا این‌کهخداوند پیامبری از خودمان به سوی ما فرستاد که نسب و راستی و امانت وپاکدامنی‌اش را می‌شناختیم.

او ما را به پرستش خدای یکتا دعوت کرد تا از پرستش بت‌ها رها شویم. اوما را به راست‌گویی، امانت‌داری، ارتباط با خویشاوندان، رفتار خوب باهمسایه‌ها و هم‌پیمانان دعوت کرد و از انجام کارهای زشت، دروغ گفتن، خوردناموال یتیم و نسبت دادن گناه به افراد پاکدامن نهی کرد.

انگار حالا بهتر می‌فهمم که چرا گفته‌ای که برای کامل کردن ارزش‌هایاخلاقی مبعوث شده‌ای و فکر می‌کنم برای چشیدن طعم جشن عید مبعث رسول خداص،برای رسیدن به درکی بهتر از رویداد بعثت و در تلاش برای نزدیک‌تر شدن بهراه تو، از همین امشب، مرتب این موارد را در خودم بسنجم و ببینم که چه‌قدربا آنچه به ما آموخته‌ای، با آنچه که برای آموختن آن برانگیخته شده‌ای،آشنا و مأنوس شده‌ام؛ چه‌قدر می‌توانم در جشن بعثت تو احساس همراهی داشتهباشم و لذت بودن در این واقعه بزرگ را درک کنم.

/ 0 نظر / 5 بازدید