تعیین تکلیف وزارتخانه ها به سبک دکتر


این ماجرا فرآیندی دارد که دولت نمی‌تواند در آن دخالت مستقیم داشته باشد.
قضیه چیز دیگری است و مربوط به موضوعی است که دولت در آن دخالت مستقیم دارد. رئیس‌جمهور اخیراً به نتایج جالبی درباره وزارتخانه‌ها رسیده است.
رئیس‌جمهور: «وزارت جهاد کشاورزی 107، 108 هزار کارمند دارد. سؤال اینجاست که چنددرصد از این نیروها روی زمین کار می‌کنند؟ کشاورزی که در بلوار کشاورز انجام نمی‌شود. کار کشاورز در دشت و زمین است.»
احمدی‌نژاد: «باید این مسئله تغییر پیدا کند و باورم این است که شدنی است و می‌توانیم روندها را اصلاح کنیم. مثلاً در همین وزارت جهادکشاوری از 108 هزار کارمند می‌توان به گونه‌ای برنامه‌ریزی کرد که هزار نفر آنها در مزارع کار
کنند.»
نظر به علاقه وافر ریاست محترم جمهوری به «اصلاح روندها» بعید نیست که به زودی تغییرات زیر در وزارتخانه‌های گوناگون پدید آید.
وزارت آموزش و پرورش
تحقیقات کارشناسی حقایقی بس شگرف را درباره آموزش و پرورش
روشن خواهد کرد و درست در همان راستا که اخیراً کشف شده «کار کشاورز در دشت و زمین است» کشفیات تازه‌تری صورت می‌گیرد که جان کلام آنها در این دو بیت متجلی است:
این هم از کشف‌های تازه ماست
بیت بعدی که تازه تأسیس است
کار شاگرد خواندن درس است
کار آموزگار تدریس است
وزارت اطلاعات
با توجه به اینکه «اطلاعات» در بلوار میرداماد چاپ می‌شود، یکی از کارمندان وزارتخانه مذکور باید صبح‌ها برود دم در چاپخانه و به قدر نیاز مملکت «اطلاعات» بگیرد که حاج‌آقای دعایی زحمت چاپش را می‌کشد. چون شخص وزیر باید دائم در هیأت دولت باشد، رئیس دفتر ایشان می‌تواند زحمت این کار را بکشد. الباقی زحمتکشان این وزارتخانه هم بازخرید شوند.
وزارت امور خارجه
نظر به اینکه خودمان نماینده برای تمام جهان داریم، کلیه کارمندان این وزارتخانه به همراه وزیر محترم، یک نوک پا تشریف ببرند سنگال تا تکلیفشان را همان‌جا روشن کنیم.
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
با توجه به اینکه آموزش پزشکی در بیمارستان‌هاست و بهداشت در حمام رعایت می‌شود، کارمندان این وزارتخانه یا بروند در حمام کار کنند یا بروند بیمارستان آمپول‌زدن و انژیوکت وصل کردن یاد بگیرند.
وزارت جهادکشاورزی
بخش کشاورزی را که قبلاً گفتیم.
الباقی‌شان هم بروند یک جایی جهاد کنند.
وزارت رفاه و تأمین اجتماعی
با توجه به اینکه در این وزارتخانه فقط یک نفر اهل رفاه است، لذا غیر از وزیر به کس دیگری نیاز نداریم.
وزارت راه ‌و ترابری
در این وزارتخانه اساساً به کسی نیازی نیست. یک مقدار قطار داریم و کلی اتومبیل که خودشان تصادف می‌کنند و فرسوده می‌شوند و از خط خارج می‌شوند. یک تعداد هم هواپیما داریم که خودشان می‌روند بالا می‌افتند پایین. لذا در این وزارتخانه کلاً به کسی نیازی نیست، حتی وزیر. فقط چون وزیرش بانمک است، برود دریاچه حوض سلطون قم، برای استخراج نمک.
وزارت نیرو
کارمندان این وزارتخانه باید بروند در فدراسیون وزنه‌برداری کنار دست حسین رضازاده زحمت بکشند، آهن بلند کنند و هر چیزی مربی‌شان داد، بخورند تا زور و نیرویشان زیاد شود.
وزارت مسکن و شهرسازی
باید مشخص کرد مهندسان و کارگران مسکن می‌سازند یا کارمندان؟ فرغون و کمچه و استانبولی و تیشه و شاغول برای خانه‌سازی نیاز است یا خودکار و پانچ و سوزن منگنه؟ کارمندان این اداره کلهم باید بروند سر ساختمان کار کنند تا مسکن شکوفا شود.
وزارت بازرگانی
کارمندان این وزارتخانه باید گوگرد پارسی ببرند به چین که قیمتی عظیم دارد و از آنجا کاسه چینی به روم ببرند و دیبای رومی بدهند و فولاد هندی به حلب و آبگینه حلبی به یمن و بُرد یمانی به پارس آرند و بازخرید شوند و بقیت عمر به کنجی در آسایش به‌سر برند.
وزارت کار و امور اجتماعی
تنها وزارتخانه‌ای که باید همه‌شان کار کنند، همین‌جاست.
وزارت دادگستری
واقعاً جای شرمندگی است. در همین میدان انقلاب جلوی یکی از پاساژها شخصی هست که یک نفری به اندازه همه کارمندان این وزارتخانه داد می‌زند تا جلب مشتری کند برای حراجی لباس. این همه کارمند؟ چندتایشان می‌توانند درست داد بزنند؟ حالا گسترش دادشان پیشکش.
لذا کارمندان این وزارتخانه باید همه‌شان بروند یک دوره کُر ببینند.

/ 1 نظر / 10 بازدید
مهران

با همین حرفها وبخشنامه ها ششمین سال تحقیر یک ملت در راه است.